<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بهار جهانشهر معماری</title>
<link>http://shizan.blogfa.com/</link>
<description>علمی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 14 Nov 2009 09:34:55 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title> همایشی با موضوع خانه در فرهنگ و طبیعت ایران</title>
<link>http://shizan.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موسسه فرهنگی ایکوموس ایران برگزار می کندسخنرانی با موضوع“خانه در فرهنگ و طبیعت ایران”سخنران مهندس محمد رضا حائری دو شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۳۰تالار دکتر شیرازی، واقع در خیابان ولی­عصر، ضلع جنوب ­غربی پارک ساعی، شماره ۱۱۰۱، فرهنگستان هنر، مرکز هنر پژوهی نقش ­جهان برای اطلاع از اخبار و فعالیتهای موسسه ایکوموس به وب سایت مراجعه نمایید&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.iranicomos.org&quot;&gt;www.iranicomos.org&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 09:34:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shizan&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>shizan</dc:creator>
<guid>http://shizan.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برترین‌های صنعت یا جهان هتلداری </title>
<link>http://shizan.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>به گزارش میراث‌آریا، مجموعه‌ای از برترین‌های صنعت یا جهان هتلداری که به ترین های هتلداری معروف است به این قرار است: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1-بلندترین هتل جهان: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هتل برج العرب دبی با ارتفاع 321 متری خود، تاکنون بلندترین هتل جهان نامیده می شود. هتلی هفت ستاره که توسط شرکت هتل سازی برج رز در دبی در فاصله 280 متری از ساحل دریا روی جزیره‌ای مصنوعی ساخته شده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برخوداری از اتومبیل‌های رولز رویس مخصوص به خود، استفاده از روپوش های پنبه دوزی شده گران قیمت روی تخت خواب‌ها، فروشگاه های متنوع و سکوی فرود هلیکوپتر، مزایای دیگری است که در کنار ارتفاع این هتل، خودنمایی می‌کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2-بزرگترین هتل جهان از نظر تعداد اتاق: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وجود هشت هزار و 108 اتاق، هتل پالاتزوی لاس و گاس آمریکا را به بزرگترین هتل جهان از نظر تعداد اتاق تبدیل کرده است. مجموعه وسیعی از رستوران‌ها، فروشگاه‌های مختلف پوشاک و غذا، هفت استخر و اماکن گرم کننده، این هتل را به شهری کوچک تبدیل کرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3-قدیمی‌ترین هتل جهان: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هتل هوشی ریوتان در شهر کوماتسوی ژاپن با 1300 سال سابقه، قدیمی‌ترین هتل جهان نام گرفته است. هتلی با 100 اتاق که هنوز هم نمایی از طرح های قدیمی خود را حفظ کرده است. از نکات جالب درباره این هتل، مدیریت انحصاری آن است که 46 نسل از یک خانواده را شامل می‌شود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4-گران قیمت ترین اتاق جهان: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هزینه 50 هزار دلاری برای هر شب اقامت، رویال ویلا در تفرجگاه لاگوسینی آتن یونان را به گران قیمت‌ترین اتاق یا سوئیت تفریحی جهان تبدیل کرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منظره‌ای مشرف به دریای اژه، برخوداری از سیستمهای ماساژ دهنده آبی، استخر خصوصی و دیگر مزیت‌ها، بهانه‌ای برای عدم پرداخت گرانترین اقامت یک شبه در هتل را برای مهمانان به وجود نمی‌آورد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;5-پرهزینه ترین هتل جهان: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هتل امارات ( کاخ امارات ) ابوظبی که در سال 2005 میلادی افتتاح شد، با صرف هزینه‌ای سه میلیارد دلاری، پرهزینه‌ترین هتل ساخته شده جهان لقب گرفت. سرتاسر این هتل را نقره، طلا و سنگ‌های مرمر تشکیل داده و چلچراغ هایی 1002 شاخه ای از جنس کریستال، سقف های آن را مزین کرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;6-بزرگترین اتاق- هتل جهان: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رویال سوئیت، اتاقی با شش طبقه و به مساحت هشت هزار متر مربع، بزرگترین اتاق هتل جهان به شمار می‌رود که در هتل هیلتون برومانا در لبنان قرار دارد. نیمی از فضای این مجموعه به مبلمان خانگی مجهز شده و نیم دیگر آن را که فضایی چهار هزار متر مربعی است، دو استخر شنا، باغ، تراس و چند پاویون تشکیل داده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;7-سردترین هتل جهان: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اتاق هایی از یخ و برف، مزین به اشیاء و مجسمه‌های یخی، هتل یوکاسجاروی ( Juakksjarvi) سوئد را سردترین هتل جهان کرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فضاهای سرد این مجموعه تنها به اتاق‌های آن ختم نمی شود، صومعه‌ای یخی مخصوص ازدواج و مراسم غسل تعمید نیز از بخش‌های ویژه آن به شمار می‌رود که تا به امروز مراسم گوناگونی را در خود دیده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در رستوران این هتل نیز، غذاهای محلی سوئدی و اسکیموها را برای مشتریان خود فراهم می‌کند. سفرهای تفریحی با اسنو موبایل و سورتمه از دیگر بخش‌های سرگرم کننده این هتل‌ها به شمار می‌رود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;8-مرتفع‌ترین هتل جهان از نظر طبقات: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هتل پارک هیات شانگهای که در طبقات 79 تا 93، برج 101 طبقه‌ای مرکز بین المللی مالی و اعتباری شانگهای قرار دارد، مرتفع ترین هتل جهان نامیده می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چشم انداز این هتل از یکسو مشرف به رودخانه هوانگدو و از سوی دیگر روی خط افق شهر شانگهای بوده و موقعیت آن در مرکز منطقه تجاری پودانگ قرار دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;9-مرتفع‌ترین هتل جهان نسبت به سطح دریا: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هتل اورست با ارتفاعی بیش از 3880 متر نسبت به سطح دریا در پارک ملی ساگاماتای نپال قرار دارد. تمام اتاق‌های این هتل مشرف به کوه اورست بوده و تنها راه دسترسی به آن با هلیکوپترهای اختصاصی است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;10-برترین هتل سازگار با محیط زیست جهان: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این هتل که منطبق با استانداردهای گردشگری پایدار ساخته شده از 15 ویلای جنگلی تشکیل شده و در قدیمی‌ترین جنگل باران زای جهان در منطقه کوینزلند استرالیا قرار دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهره گیری از سیستم سلول های خورشیدی، استفاده از چراغهای کم مصرف و برخورداری از کشاورزی ارگانیک با محصولات منحصر به فرد، هتل دین تری ( Dintree ) را به بهترین هتل سازگار با محیط زیست تبدیل کرده است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 09:30:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shizan&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>shizan</dc:creator>
<guid>http://shizan.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ستر عورتی به نام تغییر مکان پایتخت سیاسی</title>
<link>http://shizan.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;ستر عورتی به نام تغییر مکان
پایتخت سیاسی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;20 آبان 88&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;وزارت تشخیص مصلحت بدترین
پیشنهاد را در بدترین شرایط&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;ارائه داد. می
توان فهرستی از بدترین پیشنهاد ها را تهیه و تدوین کرد، از جمله ساخت کانال آبی
کشتی رانی از دریای عمان به دریای مازندران یکی از آن هاست. (رفسنجانی). تولید
سوخت&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;از ذوب هسته ای به جای شکستن هسته ای
هم یکی دیگر بود. (رفسنجانی). دیگری این بود که بجای مونو ریل، بزرگراه ها را دو
طبقه کنیم. مثلا از کرج تا تهران و بالعکس! (رفسنجانی؟ علی لاریجانی؟). دیگری بسته
ی تشویقی به انبوه سازان برای ایجاد تراکم بیشتر در تهران (فریدون درویش زاده.
رئیس سازمان نوسازی و متراکم کردن شهر تهران) . این هم در حماقت دست کمی از دیگران
ندارد: نه تنها یک طبقه رایگان در این بسته بندی پیش بینی شده، که کوچه پس کوچه
هایی که پس از بلند مرتبه سازی &quot;آزاد&quot; می شوند به ملک تبدیل شده در
اختیار انبوه سازان قرار گرفته و قوطی های ساخته شده ی اینها حتی در دوران رکود،
به طور تضمینی از آن ها خریداری شود. از کیسه ی خلیفه بخشید! &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;یعنی در میان این هرج و مرجی
که شهرداری و خلبان شهرساز به فکر تراکم کلان شهر تهران اند ( اطاقی که در آن
لاستیک بسوزانند: محمد دهدار. محیط زیست گیلان) و 15 میلیارد تومانی که بجای رسیدن
به چهل و پنج هزار کارمند شهرداری به کام سی نفر از شهرداران تهران شده و البته
رئیس کمیسیون برنامه! و بودجه!! اقای محمد! علی!! نجفی... اسم این آقا را هم باید
عوض کرد، باید از آن دفاع کند و پیشنهاد دو فوریتی ابطال تمام فرادادهای شهرداری
با صندوق کامندان خود را، از طف خادم، مضر برای حال و احوال روحی روانی کارمندان
بداند. خوب. با این همه خود مختاری در زمینه ی ساخت و ساز و بذل و بخشش و انداختن
فاضلاب در قنات ها و خصوصی سازی آب سدها، پر شدن و لبریزی سد ها و خشکیدن مزارع
پیرامون آن ها (خوزستان)، سلب مالکیت آب از کشاورزانی که زمین هایشان را زیر آب سد
از دست دادند، کشیدن آب رودخانه ها و کشاورزان وابسته به آن به تهران و تبریز،
مصادره ی آب زاینده رود و هدفمند کردن آن به نفع این و آن، و این حدیث را بگیر و
بخوان. فهرست دراز و کتاب گینس پر می شود. اما این یکی، در گرماگرم این کشمکش هایی
که به ارتعاش و پارگی رسیده، یعنی فراری دادن سیاست بازان از تهران گوی سبقت را
باید از دیگران ببرد. باشد. قبول. سیاستمداران را در جایی دور دست، دور از گسل و
مسل، دور از هیاهو و دود و ترافیک، با فرودگاهی کوچک مجهز برای هواپیماهای کوچک و
مجهز، که به تهران بر سر خانه و کاشانه برگردند. اما باشد. بروند. شاید بیشتر و
بهتر به امور مردمان رسیدگی کنند. اما بانک ها و پول ها در تهران بمانند. بورس و
بیمه و انحصارات دولتی و خصوصی و شبه دولتی های تازه از راه رسیده و بخصوص بانک در
تهران بماند. آیا می شود؟ اگر باد کلاه &quot;شرعی&quot; کلان سرمایه داران
را&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;با خود ببرد دست آن ها بازتر نمی شود؟
یا احساس می کنند یتیم می شوند؟ تازه، سرزمین نو را چه کسی می سازد؟ ساخت و ساز شهر
فوق مدرن و فوق تکنولوژیکی را به دست کی می سپارند؟ مسابقه ای ترتیب می دهند یا
روال فعلی ادامه می یابد. چه کسانی در این مسابقه زیر دست و پا له می شوند؟ کشمکش
میان دولت و مجلس محترم، رئیس جمهور و رئیس مجلس، و بول داگ هایش، بر سر صندوق و
حساب و جایی که درآمد حاصل از هدف مند کردن یارانه ها در آن جمع شود به این جا
رسید که در مجلس قفل شد، پس، صندوق و حساب ویژه برای ساخت پایتخت فوق مدرن به دست
کی باشد؟ پولش از کجا تامین گردد. این بده بستان تازه با کدام قدرت های اقتصادی
انجام گیرد؟ لابد از انبوه سازانی که مالک جای خالی قدرت سیاسی می شوند. مفت که
نمی شود. این همه جا مانند هر دومجلس قدیم و جدید و باغ سعد آباد و (لیست را تکمیل
کنیم) را دو دستی تقدیم کنیم در عوض آن ها نیز هزینه ی ساخت و ساز جدید را تامین
کنند. ناراضی اند؟ زندان ها را هم از پایتخت اقتصادی بیرون می بریم و بهترین تپه
های شمال تهران در اوین را به برج سازان می دهیم. خوبست؟ راضی می شوند؟ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify; direction: rtl;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;اما با نگاهی به ترشحات افکار
منوری که به دور از منافع خاص در باره ی برون رفت سیاست از کلان شهر مالی -اقتصاد ی
مطرح شده و می شود، فایده ی تصمیم تشخیص مصلحت همین است که به یک باره چرت
شهرسازان و شهرداران و دیگران پاره شد و هر کسی خود را روی قایق نجاتی تصور کرد که
معلوم نیست به کدام طرف و با کدام آذوقه پارو می زند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 13:16:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shizan&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>shizan</dc:creator>
<guid>http://shizan.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رم کولهاس در تهران- فرصتی استثنایی برای معماران و شهرسازان ایرانی</title>
<link>http://shizan.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10pt; MARGIN-LEFT: 36pt; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 36pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;A name=124dda14313afdad_OLE_LINK1&gt;&lt;/A&gt;&lt;A name=124dda14313afdad_OLE_LINK2&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;رم کولهاس در تهران- فرصتی استثنایی برای معماران و شهرسازان ایرانی&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10pt; MARGIN-LEFT: 36pt; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 36pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;Rem Koolhaas in Tehran&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10pt; MARGIN-LEFT: 36pt; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 36pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10pt; MARGIN-LEFT: 36pt; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 36pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;ماهنامه بيـن‌المللي سـاخت‌وسـاز بــا مشـاركت دانشگــاه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;TUDELFT&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;كشور&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;هلنـد و بـا همكــاري شركت هلندي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;IPAOArchitects&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;، &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;«&lt;B&gt;اولين همايش بين‌المللي راهكارهاي پيوستگي ساختمان و شهر با نگرش ساختاري به الگوي مصرف&lt;/B&gt;» را به همراه &lt;B&gt;کارگاه آموزشی&lt;/B&gt; برگزار می­نماید. اين همايش در تاريخ &lt;B&gt;1 و 2&lt;/B&gt; بهمن ماه سال1388 و با سخنراني اساتيد صاحب نام بين‌المللي ذيل برگزار می‏شود: &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10pt; MARGIN-LEFT: 36pt; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 36pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;1- &lt;/SPAN&gt;&lt;A onclick=&quot;return top.js.OpenExtLink(window,event,this)&quot; href=&quot;http://www.oma.eu/&quot; target=_blank&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;پروفسور رم‌ كولهاس&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;:  &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;معمار و شهرساز صاحب‌نام و برنده جايزه معماري بين‌المللي پريتزكر، مدرس معماري و شهرسازي در دانشگاه‌هاي&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;هلند و هاروارد آمريكا. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10pt; MARGIN-LEFT: 36pt; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 36pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;2-&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;A onclick=&quot;return top.js.OpenExtLink(window,event,this)&quot; href=&quot;http://www.dickvangameren.nl/&quot; target=_blank&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;پروفسور ديك ‌وان ‌خامرن&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;: معمار و طراح برجسته، &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;برنده جايزه معماري&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; آقاخان&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;AghaKhan)  (Award&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;مدرس معماري در دانشگاه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;TUDELFT&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;كشور هلند، عضو ارشد گروه مشاوران آكادمي معماري آمستردام هلند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10pt; MARGIN-LEFT: 36pt; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 36pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;3- &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;A onclick=&quot;return top.js.OpenExtLink(window,event,this)&quot; href=&quot;http://www.tonyfretton.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;پروفسور توني فرتون&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;:&lt;B&gt;  &lt;/B&gt;معمار و هنرمند صاحب نام از كشور انگلستان، مدرس معماري در دانشگاه‌هاي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; TU DELFT&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;هلند و هاروارد آمريكا، معمار برترسال 2008 انگلستان&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;.&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10pt; MARGIN-LEFT: 36pt; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 36pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;4- &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;A onclick=&quot;return top.js.OpenExtLink(window,event,this)&quot; href=&quot;http://www.delftschoolofdesign.eu/staff&quot; target=_blank&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;پروفسور آندره رادمان&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;:&lt;B&gt; &lt;/B&gt;معمار ‌وتئورسين صــاحب‌نــام، مدرس معماري در دانشگـاه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;TUDELFT&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;كشور هلند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10pt; MARGIN-LEFT: 36pt; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 36pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;5- &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;A onclick=&quot;return top.js.OpenExtLink(window,event,this)&quot; href=&quot;http://www.tudelft-architecture.nl/chairs/interiors/staff&quot; target=_blank&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;پروفسور ايرن اسكورس&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;:&lt;B&gt; &lt;/B&gt;معمار، شهرساز و طراح داخلي، مدرس معماري و‌طراحي در دانشگاه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;TUDELFT&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;كشور هلند.&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10pt; MARGIN-LEFT: 36pt; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 36pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;6- &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;A onclick=&quot;return top.js.OpenExtLink(window,event,this)&quot; href=&quot;http://www.bk.tudelft.nl/live/pagina.jsp?id=6c103f48-51df-4f2d-ac4e-b1fa04dd9322&amp;lang=nl&quot; target=_blank&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;دكتر&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; &lt;B&gt;لئو وان دن بورخ&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;: معمار، شهرساز و مدرس معماري و شهرسازي در دانشگاه برلين آلمان و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;TUDELFT&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;كشور هلند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10pt; MARGIN-LEFT: 36pt; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 36pt; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;فرم ثبت نام همایش در پیوست نامه موجود می­باشد. برای دریافت اطلاعات بیشتر به سایت &lt;/SPAN&gt;&lt;A onclick=&quot;return top.js.OpenExtLink(window,event,this)&quot; href=&quot;http://itbc.ir/&quot; target=_blank&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;http://itbc.ir&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt; مراجعه نمایید و یا با شماره تلفنهای 88722130-887204442-88711337 تماس حاصل فرمایید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-BOTTOM: 10pt; MARGIN-LEFT: 36pt; DIRECTION: rtl; MARGIN-RIGHT: 36pt; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;A name=124dda14313afdad_OLE_LINK1&gt;&lt;/A&gt;&lt;A name=124dda14313afdad_OLE_LINK1&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Nov 2009 13:20:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shizan&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>shizan</dc:creator>
<guid>http://shizan.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمایشگاه هنر مهندسی</title>
<link>http://shizan.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=gmail_quote&gt;دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی برگزار می کند&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=gmail_quote&gt;نهمین نمایشگاه هنر مهندسی:سطح مینیمم&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=gmail_quote&gt;25-30 مهر&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 12:52:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shizan&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>shizan</dc:creator>
<guid>http://shizan.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ممه را لولو برد!</title>
<link>http://shizan.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;20 مهر 88&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فرخ باور&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دیروز بالاخره کلیات طرح هدفمند کردن یارانه ها با اکثریت چهار پنجمی حاضرین مجلس هشتم تصویب شد. یعنی ایده ی کلی که اصل داستان است پذیرفته شد. از این به بعد کسانی که هنوز داستان را نگرفته اند در عمل با  تجربه ای تازه و بسیار جالب، نه تنها با پوست و گوشت خود  که با جان و دل خود نیز آشنا خواهند شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; گفتگوی احمدی نژاد رئیس جمهور با دو نفر از استادان و مدیران اقتصادی و اجتماعی دانشگاهی علیرغم فشار دکتر جامعه شناس اما بیشتر بخش های اقتصادی مطلب را باز کرد و توضیح داد. روشن است که برای متبلور کردن نظم تازه باید نظم گذشته را به هم ریخت و این گذار پس از عواقب اقتصادی، عواقب اجتماعی و روان شناسانه ی نیرومندی را هم در پی خواهد داشت. شاید مثال از شیر گرفتن کودک کمی به روشنتر شدن این    جراحی های کوچک و بزرگ بدون داروی بیهوشی کمک کند. از شیر گرفتن  شوک بزرگی را به بچه وارد می کند. شبیه به شوک بزرگی که نوزاد برای ورود به شرایط تازه، هنگام ترک  رحم گرم و نرم و غوطه ور مادر     با تمام حواس پنجگانه اش دریافت میکند  .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کودک پس از تولد به پستان مادر می چسبد و بعد از این که از شیر مادر گرفته شد به پستانک یا مکیدن  شستش پناه می برد. اگرچه شیوه های تولد بدون درد در آب ولرم روسی یا با شیوه ی دکتر لوبوایه ی فرانسوی، بدون بریدن فوری بند ناف و کله پا کردن نوزاد و زدن به پشتش و خشونت های تماس سرد ترازو،  نور و صدا و هوا و بیرون کشیدن خشونت بار موادی از درون بینی و حلق و بینی نوزاد که شاید فقط در بیمارستان های ایران رواج دارد، در کشورهای دیگر بسیار گسترش یافته اما، از شیر گرفتن بچه هم داستان خشونت بار دیگری دارد که باز هم پزشکانی در آن مقصرند که به مادران توصیه می کنند نوک پستان را تلخ کنند و بچه را یکباره از شیر بگیرند. از طرف دیگر بچه های چند ساله ای هستند که می روند و می آیند و حرف  می زنند و سری هم به پستان مادر می زنند. مادر هم می گوید &quot;بچه گناه دارد!&quot;.  اگر نظر یک روان شناس کودک را بپرسیم خواهد گفت این بچه ی بزرگ که هنوز از شیر مادر گرفته نشده دچار فساد و به هم ریختگی های روحی و رفتاری و قلدری می شود. از شیر گرفتن بچه همانقدر اجباری است که  پرهیز از این که کودک خود را ناگهان تنها و بدون تماس گرم و مهربان مادر حس کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مردم ایران مدت هاست  بالغ و بزرگ و بسیار پر تجربه و آگاه شده و از پل های مشکل گذشته است  و رفته رفته  تا حدی از شیر هم گرفته شده اما باید بالاخره  این کار را تمام کرد بدون این که بجای شیر، پستانک به دهانشان گذاشت. این سیاست حمایتی دولت مانند همان بچه ی سه چهار ساله ایست که هنوز می دود و می آید و ازپستان مادر مکی هم می زند. سیاستی است که نه تنها از نظر رفتار اقتصادی و اصراف، بل از نظر اجتماعی و اخلاقی و رفتاری نیز هم بچه را فاسد و خشن بار می آورد. این بچه ی بزرگ هر وقت بخواهد از مادرش باج گیری روانی کند بجای جویدن غذا پستانش را گاز می گیرد، و مادر هم درد را تحمل می کند تا در عوض &quot;بچه&quot; را به امان خدا رها کرده و از امر تربیت او شانه  خالی کند. می دانیم که مادران با حوصله و آگاه بچه را کم کم با مزه های دیگر آشنا و او را کمک می کنند تا بدون احساس تنهایی و تحمل خشونت بار شوک جسمی و روانی، با غذا خوردن و جویدن، راه مستقل و آزاد شدن را یاد بگیرد و کم کم به توانائی ها و حق و حقوق خود آشنا و راه رشد خود را بسازد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تجربه ی ایران تجربه ی تازه ایست که روند روشنی نداشته و کج و کوله شده است . یعنی نه شرقی و مثلا سوسیالیستی خواسته باشد و نه غربی و سرمایه داری، و خواسته راه مستقل و اسلامی خودش را آزمایش کند. از خط قرمزهای آزمون و خطا هم مدت هاست گذشته و دچار فرسودگی ها و فسادهای اداری و رفتاری و اصراف زیاد و زورگوئی ها و اجحاف عجیب و غریبی شده که به همان گاز گزفتن پستان مادر یا &quot; نمک خورده و نمکدان شکسته&quot; ای می ماند که آقای علی خامنه ای یاد کردند. نمونه؟ مصادره ی آب پنج رودخانه ی روستاهای دور و نزدیک تهران  و آوردن آن  و مجانی در اختیار مردم گذاشتنش  که بخور! صدات هم در نیاد! قبلا شیر هم می دادند اما کم کم  آبش از شیرش بیشتر شد. در حقیقت، برای رفتن به سوی نظام سرمایه داری و فارغ شدن از فشار و شورش اجتماعی، مردم را کاملا از شیر نگرفتند و پستانکی هم به دهانشان نهادند. این سیاست حمایتی وضعیت خاصی  به وجود آورد که نتیجه اش بر عکس آن چیزی شد که در آغاز خواسته شده بود.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در یک نظام سوسیالیستی بنا بر این بود که تمام نیازهای مردم  برآورده شود، بنابراین، مسکن و بهداشت و درمان و آموزش و پرورش و فرا گیری علوم و فنون هم حق باشد و هم مسئولیت و هم وظیفه. یعنی، مثلا، نه تنها نباید بیکار وجود داشته باشد بل کسی هم اگر بخواهد بیکار بماند نتواند. اما، در برابر، برای این که چنین برنامه ای بتواند رشد کند ریشه ی طبقات ممتاز و اشرافی و صاحب منصب و سرمایه دار نیز زده شد و تولید،  نه برای بیشترین سود در رقابت لجام گسیخته ی بازار سرمایه داری، که بد اخلاقی و نیرنگ و فساد و مازاد  تولید به بار آورد، که برای نیازهای جامعه، برنامه ریزی شد. برای این که همه از شرایط برابر برای کار و حقوق مدنی بهره مند گردند قوانین ارث و میراث و مالکیت خصوصی بر زمین و آب و وسایل تولید و توزیع و غیره  برداشته و قوانین مالیات بر درآمد تصاعدی بر قرار و قرار شد مردم اخلاق کار و رفتار اجتماعی را فرا بگیرند تا از کثافات و لجن قرن ها عقب ماندگی و نیاز و اجحاف بیرون بیایند. قرار نبود  هرکس که بیشتر کار کند بیشتر دریافت کند زیرا این مکانیسم باز هم مردم را در مادی گرایی و خود خواهی نگه می داشت. که البته این محرک هم لازم بود. اما قرار بود بیشتر  مردم با محرک های اخلاقی برای پیشرفت جامعه ی خود آشنا شوند و در آغاز شنبه های کار رایگان نیز برقرار شد. خلاصه این که قصد بر این بود یک برنامه ی همگن و همه جانبه برای گذار تدوین و اجرا شود. نمی شود هم سیاست &quot; یک بام و دو هوا&quot; یا سیاست &quot;رفیق قافله و شریک دزد&quot; پیشه کرد و انتظار داشت   این برنامه ی ظالمانه به شکست نینجامد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; قیمت های &quot;سیاسی&quot; یا یارانه های اجتماعی و تقریبا مجانی بودن نه &quot;قلم&quot; از مصارف مردمی یکی از تصرفات انقلاب اسلامی و به نفع مردم بود اما قرار نبود از آن به عنوان آرام بخش اجتماعی استفاده کنند تا دیگران آن کارهای دگر کنند! وقتی آن ها کار دگر کردند این ها هم به اصراف دست زدند و بد قلقی رواج یافت. می گفتند:   &quot; یا زنگی زنگ یا رومی روم&quot;. خواستیم راه تازه ای  باز کنیم اما مکانیزم های سرمایه داری  کشور و اقتصاد و جامعه را دوباره به سوی همان رومی روم و تشکل یک طبقه ی  سرمایه دار  بسیار ثروتمند پیش برد که حرمت منافع ملی را هم زیر پا گذاشت، در و پیکر کشور را باز کرد  و جامعه را دچار مصرف گرایی و ریخت پاش لجام گسیخته کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این روند از چهار سال پیش و در حدی که برنامه چهارم  لیبریستی دولت  خاتمی اجازه می داد  تا حدی متوقف شد اما رودخانه از همان هنگام به تلاطم افتاد و این مسیری بود که خود مردم خواسته و انتخاب کرده و پای مشکلاتش هم می نشستند. دایه ی مهربانتر از مادر شدن مخالفان لاپوشی است و البته کارهای اصلی و مشکلات یک برنامه ی هماهنگ هنوز پیش روست. یارانه های اجتماعی حذف نمی شوند بل جایگزین می شوند. شاید اگر، که کاشتیم و سبز نشد، برنامه ی مردمی و انقلابی از بالا آغاز می شد و بر سرمایه ها و رانت و زمین و ارث و میراث کلان مالیات های تصاعدی گذاشته می شد خود بخود از اختلاف طبقاتی کاسته شده و لازم نبود از پایین آغاز کنیم، اما این چنین نشد و حالایک برنامه ی جراحی دینامیک، پر تحرک، ظریف و حساسی برای بستن رگ های باز و پیوند پیش گرفته شده که شرط  ضمانتش  مشارکت  سازمان های مردم و روشنفکران و مهندسی علمی فنی و تحقیقاتی کشور و همبستگی با جهان همراه است. دانش و همکاری باعث می شود این دوخت و دوز کمترین  درد و بیشترین فایده ی اجتماعی را داشته باشد. گفته بودند باید در حین پرواز خلبانی یاد گرفت. دیگران می گویند در حین دویدن باید پول اوور را روی بدن بافت. در سکون هم نمی توان چیزی یاد گرفت. در کشور نیم چه سرمایه داری نیم چه فئودالی ایتالیا هم سوبسید های اجتماعی  را که جزو متصرفات مردم مبارز و زحمتکشی بود  قطع کردند اما این کار به دست دولت بورژوایی بر علیه مردم و به نفع رژیم مالکیت خصوصی و انحصاری انجام گرفت در حالی که در ایران این برنامه به دست دولت انقلابی، به نفع مردم و به ضرر مفت خوران اقتصادی صورت می گیرد که تا به این جا صاحب قدرت سیاسی بودند. پس می توان گفت که لولو ممه را از کام مفت خوران و دلالان  برد و قرار نیست از دهان مردم زحمتکش گرفته شود. آقای محجوب. باز هول شد و نوشته ی دستش خط خورد! نمی شود از طرفی در مقام دفاع از کارگران برآمد اما از طرف دیگر عملا به همان سرمایه داران خدمت کرد. این دور باطل دو دوزه بازی هم به پایان می رسد. نه این لولو آن لولوست و نه این دهان آن دهان. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 12:48:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shizan&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>shizan</dc:creator>
<guid>http://shizan.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جشن آغاز به کار</title>
<link>http://shizan.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بسمعه تعالی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گروه معماری کلبه جهت برگزاری جشن آغاز به کار گروه از تمام معماران ایرانی دعوت به حضور می نمایید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;LINE-HEIGHT: 13px; FONT-FAMILY: &apos;B Badr&apos;; FONT-SIZE: 24px; FONT-WEIGHT: bold&quot; class=Apple-style-span&gt;&lt;IMG src=&quot;http://450.ir/upload/103/1015-04-8513318838-10.10.jpg&quot; width=166 height=181&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ادرس:تهران سه راه افسریه مشریه بیست متری اعظم پارک بنفشه خانه محله مشریه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; سه شنبه 14 مهر ساعت 10 تا 12 صبح&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تلفن ارتباط:۰۹۱۲۷۵۲۷۲۳۲&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Oct 2009 11:25:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shizan&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>shizan</dc:creator>
<guid>http://shizan.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تهران باید بلند مرتبه شود یا از تراکمش کاسته شود؟</title>
<link>http://shizan.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>تهران باید بلند مرتبه شود یا از تراکمش کاسته شود؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;10 مهر 88 فرخ باور &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر چه هر چه آب در رودخانه های اطراف تهران بود را سد کردند و توی لوله کرده به تهران آوردند تا این جا که لایه های جنوب کلان شهر پت و پهن  بالا میآورد اما، یخچال ها در حال آب  شدنند. توچال که هیچ وقت بدون برف نمی ماند سال های زیادی است که تابستان خشکی  را می گذراند. آبی که از توچال و رشته کوه های البرز به رودخانه های دامنه های جنوبی سرازی میشود کمتر از یخچال ها و بیشتر از برف هاست . یخچال ها بیشتر به کوه دماوند مربوط می شود اما هم یخچال ها به سرعت دارند پس می کشند و بالاتر می روند و هم از مقدار برف در طول سال کم می شود. به همین دلیل ممکن است برای سالها به مقدار آب رودخانه ها افزوده شود اما بعد به خشکسالی بزرگی خواهیم رسید. مساله فقط به البرز یا زاگرس و یا حتی ایران هم خلاصه نمی شود. همین مشکل در رشته کوه های آند و پایتختی هشت میلیون نفری مانند لیما – پرو- وجود دارد که یخچال هایش با قله ای به ارتفاع 6789 متر به سرعت در حال ذوب شدن هستند. همین طور در مورد رودخانه ی کلورادو و کشمکش میان لس آنجلس و لاس وگاس که با لوله ای 800 کیلومتری مقداری از آب این رودخانه را می مکد و اعتراض به سیاست مدیریت آب کلورادو مدتی است آغاز شده است. گرم شدن پیوسته ی هوا و افزایش گازهای گلخانه ای ادامه دارد و نوع تولید اشاره ای به کم کردن تولید گازهای گلخانه ای ندارند. گهگاهی مقدار بارش باران و برف زیاد شد اما این یک دو سال دلیل بهتر شدن کلی روند بارش نیست. بزودی نمی دانیم آیا از آب پشت سد ها برای تولید برق استفاده کنیم یا برای شرب مردمی که به اصراف عادت کرده اند و یا کشاورزی. و میان این بخش ها و مدیران کشمکش به شکل جدی آغاز می گردد. از مقدار باران های دانه ریز مرتب کم شده به باران های کوتاه مدت و تند افزوده شده که باعث پر شدن ناگهانی رودخانه ها و سیل های ناگهانی می شود و به کشت و کار آسیب وارد می کند. تعادل طبیعی شکسته شده و هوا در یک مسیر دائمی به سوی گرم تر شدن و خشکی با توفان های تند پیش می رود. از طرف دیگر از چنارستان تهران حتی اسمی هم باقی نمانده و حرص و طمع و پول های کثیف و سوداگری و سود آوری در معاملات زمین و خانه سازی یا انبوه سازی، با تخریب باغ های تهران، شتاب گرم شدن کلان شهر را بیشتر کرده است و شهر، با سیستم حمل و نقل خصوصی اش قفـل شده است. حال خیابان ولی عصر را چه یک طرفه بکنیم و چه نکنیم. چه از پایین به بالا و چه از بالا به ایین تفاوت چندانی نمی کند. کار از &quot;آزمون و خطا&quot; گذشته است. این مساله به همه ی شهر ها و حتی به عشایر کوچنده هم مربوط می شود. فرض کنیم افزایش جمعیت متوقف شود. شهرداری تهران و شهرسازان آن پیشنهاد می کنند بافت فرسوده نو سازی شده و خانه های کوتاه قد دو یا چهار طبقه آن  بلند مرتبه گشته و محلات آن با همان تراکم، از فضای باز و سبز مجهز بیشتری برخوردار شوند. در معادلات شهرسازان و شهرداری متغییر آب و کاهش آن محاسبه نشده و به به امید خدا نشسته و طراحی ای کرده اند که تا مدت کوتاهی سبیل انبوه سازی را چرب می کند اما نه بیشتر! هزینه ی بسیار بالای زیر ساخت ها برای تبدیل بافت فرسوده به ساختمان های بلند مرتبه ای که انرژی کمتری مصرف کرده و دارای سیستم های خنک کننده و گرم کننده ی تجمیعی و ترکیبی  آفتابی یا ژئوترمیک داشته باشند،  از سیستم فاضلاب و تصفیه و بازیافت آب، جمع آوری آشغال و تصفیه ی شیرآبه ها و باز یافت آن همراه با تولید انرژی، و حل مساله گاراژها و  تمام خدمات شهری  دیگر کارهایی نیستند که تدریجی و رفته رفته بتواند انجام بگیرد. تازه، مشکل آب باز هم باقی می ماند و حتی به فرض معجزه ای بتواند غول آدم خور تهران را &quot;آدمی با شخصیت و مودب و تر و تمیز و اصلاح کرده و خوش بو&quot; کند، با کاهش آب، و بنابراین برق، و گرمایش و سرمایش برخورد خواهیم کرد که راه حل ندارد. لازم است به فکر تشویق یک مهاجرت معکوس مانند یک برنامه ی راهبردی بود. با بحران آینده و قفل شهر و گرمای کشنده و بی آبی و قطع مرتب و طولانی تر برق . افزایش آلودگی کشنده ی هوای آن، عده ی فزاینده ای شهر را ترک خواهند کرد. این پتانسیل و گرایش را باید در برنامه ای راهبردی تنظیم نمود تا از صدمات جابجایی های آن کاسته شود. اگر قرار باشد بافت های فرسوده ی بی ارزش تخریب شوند، به جای ساخت  بلند مرتبه ها و زیر ساخت ها و جابجایی موقت مردم به ناکجا آباد، به فکر ساخت شهرک های تولیدی کوچک  و احیاء بافت  و زندگی روستاها بود. روستاهایی مدرن، مجهز، با بخش های تولید مشخص و خاص، در یک برنامه ی همایش سرزمین و محیط، کاهش تولید گازهای مضر، معماری اکولوژیک و مرتبط با معنا و دلایل معماری سنتی و سایه ساز، در یک شبکه ی راهبردی انرژی و تولید و توزیع و حمل و نقل منظم و عمومی بود. بنابراین، محله های بی هوویت  فرسوده را باید تخریب کرد اما فقط به فضای باز و سبز با تجهیزات شهری و محله تبدیل کرد. چه اتفاقی از نظر اجتماعی رخ خواهد داد؟ شهر از محلات قدیمی و مردمی پاک شده و به خدمت بخش سرمایه داری کلان در می آید؟ با یک برنامه ی کالبدی مجازی شهری این چنین، با داشتن فضاهای باز بزرگ و سبز و مجهز باید دید واکنش محلات ثروتمند اما بسیار متراکم شمال شهر چه خواهد بود. آن را نیز تحت برنامه در آورد. بدون شک محلات قفـل شده ای مانند کوهستان و الهیه و فرشته نمی توانند از به رخ کشیدن گرانی محله شان خوشحال باشند و قیمت ساختمان های پر افاده ی آن ها فرو خواهد ریخت. از شهر باید رفت. اما نه خود بخود. نه با هرج و مرج بل با ساخت یک سیستم آلترناتیف و جایگزین و با برنامه. خیال شرکت بخش خصوصی را هم از سر بیرون کنیم. بخش خصوصی اگر توان مالی آن را هم داشته باشد اما هیچ علاقه ای به کارهای انسانی و دراز مدت  راهبردی ندارد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Oct 2009 11:15:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shizan&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>shizan</dc:creator>
<guid>http://shizan.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همایش معماری با حضور رم کولهاووس در ایران</title>
<link>http://shizan.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>هفتم و هشتم آبان‌ماه 88 همايشي با عنوان &quot;راه‌كارهاي پيوستگي ساختمان و شهر با&lt;BR&gt;نگرشي ساختاري به الگوي مصرف&quot; و با حضور &quot;رم كولهاس&quot; در تهران برگزار خواهد شد.&lt;BR&gt;اين همايش از سوي ماهنامة بين‌المللي ساخت و ساز با مشاركت دانشگاه TUDELFT&lt;BR&gt;هلند و با همكاري شركت هلندي IPAO architects و دفتر معماري و شهرسازي گروه يك&lt;BR&gt;تدارك ديده شده است.&lt;BR&gt;تلفن تماس دبيرخانه همايش: 88711337 – 88722130 - 88720442&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 14:55:02 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shizan&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>shizan</dc:creator>
<guid>http://shizan.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اقلیم، آسایش، سکونت</title>
<link>http://shizan.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>اقلیم، آسایش، سکونت&lt;BR&gt;3 مهر 88&lt;BR&gt;فرخ باور&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;در میان بحران بسیار خشونت باری که هرج و مرج نظام خود پرست و کور سرمایه داری در جهان به وجود آورده هم اقلیم، هم آسایش و هم سکونت دچار فرسایش مرگبار، ویرانی و مهاجرت های روستا به شهر، کشور به کشور و قاره به قاره شده است و فعلا اگر وضع این موارد بدتر نشود، هنوز چشم انداز مستمری از بهبودی دیده نمی شود. تمام تعادل سیستم محیط زیست کره ی زمین در اثر ماهیت کور نظام سرمایه داری به هم ریخت و به سرعت به سوی بی نظمی و نابودی پیش میرود و کافی است به آب شدن یخچال های بزرگی نگاه کرد که سرچشمه ی رودخانه های بزرگ در هند و در چین در دوطرف هیمالایا هستند. رودخانه هایی که زندگی میلیارد ها انسان به آن بستگی دارد. به علت گرم شدن هوا،  سرعت ذوب شدن یخچال ها را در همه جا از قطب شمال و گروئلاند تا کلیمانجارو و دماوند خودمان تا قطب جنوب می توان مشاهده کرد. تا 50سال پیش دماوند در وسط تابستان تا نیمه از برف پوشیده بود و توچال هیچ وقت خشک نمی شد. خشک شدن کوه ها، نابودی سیستم کهن، هجوم به شهرها و از هم گسستن خشونت بار مناسبات و تعادل گذشته با ازدیاد ناگهانی جمعیت کشورها و قاره ها، همراه با جنگ های پی در پی و مهاجرت ها همزمان شد با توفان ها و گردبادهای بزرگی که نه تنها   نیم کره ی شمالی، که نیم کره ی جنوبی نیز فرا می گیرد.&lt;BR&gt; حتی اگر از همین فردا تمام منابع تولید گازهای گلخانه ای و انیدرید کربونیک نیز قطع شود، روند گرم شدن و توفان های گردبادی دست کم تا ده سال آینده ادامه می یابد و همه جا و همه چیز و همه کس را مورد تهاجم و ویرانی قرار می دهد. بشریت هنگامی دچار چنین تخریبی قرار گرفته که مدیریت بزرگ آن به فکر تسلیحات و تجاوزات و تملک منابع سوخت و جنگ و کشتار می باشند.  مدیریت بزرگ بشریت بسیار تنگ نظرتر از آن است که بتواند راه چاره ای در برابر شرایط بحرانی ویرانگر و مرگباری بیابد که خود و نظام هرج و مرج سرمایه داری بوجود آورده که بشریت در قرن گذشته و در اوایل هزاره سوم با دو جنگ جهانی و جنگ های ویرانگر تجاوزگرانه تا به اینجا پشت سر گذاشته است و بعید به نظر می رسد  مدیران کشورهای بزرگ بتوانند کل مکانیزم تولید خود و عواقب رقابت های جنگاور آن را تغییر دهند و از سیر تخریب و تسریع روند آنتروپی جلوگیری کنند.  بشریت بارها از تنگناها و گلوگاه های ویرانگری عبور کرده که هربار به نظر می رسیده پایان کار باشد. این بار نیز، علیرغم تسلیحات ویرانگر هسته ای، اعتقاد بر این است که باز هم، حتی به قیمت جنگ ها و درگیری های هسته ای، بشریت، با زخم های عمیق و عواقب دهشتناک جنگ، راه به سوی پیشرفت و آسایش را باز خواهد نمود، اما این بار بدون به دنبال کشیدن نظام خود پرست و کور دل و ظالم سرمایه داری.&lt;BR&gt;آن چه که در ایران روی داد، پس از انقلاب به اصطلاح سفید شاه و اصلاحات ارضی از نوع سرمایه داری، روند پیوسته ای بوده که سکون روستا ها را در هم ریخت و روستائیان را از جای خود ریشه کن کرده به شهر ها پرتاب کرد. پس از انقلاب اسلامی و هشت سال جنگ این روند ادامه یافت و تشدید شد. نظام معیشتی با 15 میلیون نفر در اواخر قرن نوزده و  35 میلیون نفر اواسط قرن بیستم، هنوز عمدتا  بر اساس سیستم آبیاری و آب رسانی کاریزی و آب انبارها به ایرانی رسید با 70 میلیون نفر جمعیت، و شاهد تخریب نظام کهن آبیاری بود که   با توانائی های طبیعی در تعامل بود.  سیستم چاه های عمیق در اختیار رانت داران و ویژه خواران، باعث شد سطح سفره های آب زیر زمینی به سرعت پایین رفته و سیستم قنات را خشک کند. نابودی قنات ها باعث تشدید مهاجرت از روستا به شهر شد. ایجاد سد های بزرگ نیز آب رودخانه ها را بیشتر به شهر ها آورد و روند ترک سرزمین و روستا و کشاورزی را تسریع کرد. این روند هنوز هم ادامه دارد و ما شاهد خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها و رودخانه ها هستیم. به اضافه این که روند خصوصی سازی یا دامن آب های پشت سد را هم گرفته و یا این که قدرت های سیاسی می توانند از این آب ها به نفع مزارع خاص خود استفاده کنند. همراه با خشک شدن آب زاینده رود در بستر اصفهان، شاهد رشد 80% تولید مزارع غرب بالا دست سد وخشک شدن مزارع شرق آن هستیم که نتیجه ی سوء استفاده ی خصوصی مدیریت آب است. خشک شدن دریاچه پریشان نیز به همین گونه است. شاید بتوان خشک شدن موقت زاینده رود را به فعالیت ساخت متروی اصفهان که از زیر آن گذشته مرتبط دانست، مترویی که برای اصفهان و شیراز شاید لازم و حیاتی نبوده و به هرحال، همه ی این وقایع پشت سر هم عقب ماندگی مدیریتی را نشان می دهد که خیلی زود کشور و زندگی مردم را به بن بست و درماندگی و بلوک شدن شهرها می رساند مگر این که آن چه را که ضرر است بتوانیم همین جا قطع کنیم و راه را تغییر دهیم و این کار را درست باید از تغییر مدیریت و سیاست های آن آغاز کرد و یا کاری را که آغاز شده با سرعت و گسترش بیشتری ادامه داد. &lt;BR&gt;باید مهاجرتی از شهرها به روستاها آغاز کرد و شرایط آن را آماده کرد و رشد صنعت را در خدمت آن گذاشت. این مساله را با خصوصی کردن منابع تولید در بورس نمی توان انجام داد. با سرعتی که خصوصی سازی در بورس پیدا کرده نمی توان به یک چنین برنامه ریزی وسیع و گسترده ای دست یافت و احتمالا باعث هرج و مرج بیشتر ی خواهد شد. دیدیم که ساخت و ساز و مسکن بر اساس وام و فعالیت سرمایه داران بزرگی به نام انبوه سازان فقط باعث بزرگتر شدن سرمایه داران می شود و اگر مسکن مهر هم به دست انبوه ساز سپرده شود فقط انباشت سرمایه و امکانات عده ای سرمایه دار بیشتر شده و ماهیت اجتماعی این برنامه شکست می خورد. جنبش تعاونی که بالاخره پس از سالها با پشتیبانی دولت و بانک تعاون به راه افتاده می تواند راه گشا باشد به شرط این که سرمایه داری بزرگ خصوصی در راه آن سنگ نیندازد. هنوز احساس این است که هنوز زود است بتوان برنامه ای بزرگ و فراگیر برای حل بحران های اقلیم و محیط زیست و سکونت و آسایش به اجرا گذاشت. گفته شده  تعاونی ها 13 % و بخش خصوصی تا به اینجا 43% از مالکیت را در اختیار گرفته باشند که ناگهان، در گرماگرم برنامه های تحریم فروش بنزین از طرف کشورهای سرمایه داری بزرگ، شاهد کشف شبکه ای هستیم که روزانه 45 میلیون لیتر بنزین به کشورهای همسایه قاچاق می کند. تصور آن نیز سخت است و در این گیرو دار، قبل از رسیدن به هدف هایی مانند موضوعات این گفتگو، هنوز مشکلات پیچیده ی اجتماعی و اقتصادی و سیاسی  و ساختاری بسیار جدی و مهمی در پیش و در دستور روز داریم که باید بتوانیم بگشاییم که بسیار سخت بوده و به  هوشیاری و همت و اراده و پیگیری فراوان مردم و روشنفکران و به اصطلاح کارشناسانی نیاز دارد که فقط به فکر جیب خود و جاه طلبی هایشان نباشند. در یزدی که باید خانه ها را مرمت کنند و سیستم شهر را احیا کنند و زندگی و کار و معیشت مردم و تولید صنایع دستی و مدرن و گردشگری فرهنگی را به راه بیندازند، منابع را صرف ساخت هتلی متفرعن و بیهوده ای مانند صفائیه می کنند. فرهنگ اجتماعی ما باید به این نقطه برگردد و برسد که کسانی که به دانشگاه راه پیدا می کنند برای منافع تنگ نظرانه ی خود این کار را نمی کنند و اگر می خواهند پزشک یا معمار و مهندس بشوند برای این نیست که توی آن پول است بل برای این  است که جامعه ی بشری و معیشت آن ها را بسازند و زدگی میلیون ها انسان را در مدت کوتاهی و تا دیر نشده، از عقب ماندگی بیرون بیاورند. با علم به این که زود دیر می شود.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt; &lt;BR&gt; </description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 14:53:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=shizan&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>shizan</dc:creator>
<guid>http://shizan.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
